آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

جوجه های مامان

نذری

پنج شنبه که رفتیم سر خاک مامان بزرگم شبش با خاله ها موندیم تا نذریو که مامان بزرگم هر سال تو محرم  داشتو بجاش ادا کنیم.جمعه عدس پلوی نذریو آماده کردیمو پخش کردیم.منم گوشت و کشمششو درست کردم. روحت شاد مامان بزرگ. ...
27 آذر 1392

کلاس ورزش جلسه دوم

امروز جلسه دوم کلاسم بود.البته دیروز بود که نبودن.امروزم کلاسم اولشون طول کشید.منم رفتم سر کلاس دوباره همه رو گوش دادم.جلسه دوممون درباره تغذیه بود.جلسه بعد سه هفته دیگس.جلسه چهارمو باید با بابایی برم.امیدوارم بهونه نیاره و بیاد. ...
24 آذر 1392

کلاس ورزش جلسه اول

جوجه جون چند وقت پیش کلاس ورزش آمادگی زایمان شرکت کردم.همش کار پیش میومد نمیشد برم.ولی بالاخره رفتم. خوب بود.یه سری توضیحات داشت.در مورد نحوه درست انجام دادن کارامون و در مورد زایمان توضیح دادن.یه سری حرکات کششی هم انجام دادیم.آخر کلاسم ریلکسیشن بود.تعدادمون کم بود.فقط پنج نفر بودیم.فکر میکردم بیشتر باشیم.خیلی از این کلاسا تعریف میکنن.میگن خیلی به زایمان کمک میکنه.امیدوارم که همینطور باشه.چون واقعا دوس ندارم سزارین شم. ...
24 آذر 1392

هفته بیست و پنجم بارداری

جوجه جونم الان تو هفته بیست و پنج بارداریمم. تو اینترنت که نگاه کردم نوشته بود الان قدت سی و چهار سانته.وزنت حدود ششصد و هشتاد گرمه.دستاتو مشت میکنی.(قربونشون برم) به سمت پاهات میکشی.تو این زمان کار با دست چپ یا راستو انتخاب میکنی.و از الانم مشخص میشه که در آینده چپ دستی یا راست دست. به زودی بافت چربی در میاری. اینم تنها عکسیه که پیدا کردم. اینم عکس هفته بیست و چهاره. ...
22 آذر 1392

لباس جوجه

چند وقت پیش من و بابایی رفتیم بازار.یهو چشمم افتاد به این لباسا.خیلی خوشم اومد.چند تیکه گرفتم. عزیزم هنوز وقت نکردیم بریم وسایلتو بخریم.ایشالا سر یه فرصت مناسب همه وسایلیو که لازم داری برات میگیریم نفسم.   اول اینارو گرفتیم. اینارم یه دفعه دیگه گرفتیم. مبارکت باشه قند عسلم.   ...
20 آذر 1392

آزمایش

چند روز پیش که رفته بودم بهداشت بهم گفتن این ماه اضافه وزنم زیاد بوده.(سه کیلو نیم)ازم آزمایش گرفتن برای دفع پروتیین. گفتن کمی دفع پروتیین داری باید آزمایش بیست و چهار ساعته بدی.تو آزمایشم مشخص شد که کمی دفع پروتیین دارم.نرمالش تا صد و پنجاه بود مال من صد و هفتاد بود.گفتن نمک غذامو کم کنم چند هفته بعددوباره آزمایش بدم تا کمتر شه.خدا رو شکر این مقدار مشکلی نداره.مشکل فشار خونم ندارم وگرنه دردسر میشد. ...
18 آذر 1392

عروسک

جوجه جون خاله سارا برای بازارچه مدرسشون چند تا چیز درست کرده. منم کمکش کردم و این عروسکو براش درست کردم.از بقیه کاراش عکس نگرفتم.چند تا سازه ماکارونی هم درست کرده. اینم سازه های ماکارونی که خاله سارا درست کرده. ...
18 آذر 1392

عکس جوجه

اینا اولین و آخرین عکست تا به الانه جوجه کوچولو .   این اولین سونویی که انجام دادم.اینجا فقط به اندازه یه نقطه هستی قند عسلم.به تاریخ چهارشنبه نهم مرداد.هفته ششم بارداری. اینم آخرین سونو به تاریخ شنبه یازدهم آبان.هفته بیست بارداری.اگه به عکس سمت چپ خوب دقت کنی جوجه کوچولو رو کامل میبینی.به اندازه تمام عکس سمت چپه. ...
15 آذر 1392

سوختگی دست مامانی

چند وقت پیش بعد از سر خاک مامان بزرگ با مامان بابایی رفتم خونشون.(پنج شنبه هجده مهر)البته خونه خودمون.(اون موقع هنوز اسباب کشی نکرده بودیم)بابایی چون سر کار بود نیومد.قرار شد چند روز که تعطیلات عید قربان بود بابایی هم بیاد.منم رفتم که با خاله برم کلاس قالی بافی.همون شب موقع آشپزی یه عالمه روغن داغ ریخت رو دستمو دستم بدجوری سوخت. رو جای سوختگیش روغن زیتون زدم.ولی فایده نداشت.آخر شب عمورضا برام یه عالمه پماد سوختگی زد رو جای سوختگی.   صبح که بیدار شدم دیدم بدجوری تاول زده.منم میخواستم برم کلاس.با اون همه پماد یه افتضاحی شد. ظهرش رفتم درمانگاه.تاولشو خالی کرد . بعدم پانسمانش کرد. باید یه ...
14 آذر 1392